عشق خاموش

متن مرتبط با «داستان بی پایان» در سایت عشق خاموش نوشته شده است

ضرورت بود به دیدنت بیایم....

  • نیلوبلاگ

    ضرورت بودبه دیدارت بیایمدر آغوشت عریان شومو بگویم دیشب خوابِ باغهای بهار نارنج را دیده اماز لبهای سرخِ منشکوفهای بچین +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ساعتxa0۹ ب.ظ  توسطxa0...xa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • بی پایان

  • نیلوبلاگ

    واقعا موندم چی بگم بهت .xa0 تو هر کاری دوست داری بکن . من تو رو هیچ وقت کنارنمیزارم . اگر چه از این بد تر هم کنی .xa0 مزاحمت نمیشم اما بدون همیشه مثل سایه دنبالت هستمxa0 موفق باشیxa0...

    ادامه مطلب
  • طبیب من تویی

  • نیلوبلاگ

    تو خاصيتت همين است كه غم از دلم ميگيريحالم خوب استدرد ميانه دست هاي تو شفاستبيا با هم قرار داد ببنديممن هر كاري كه دكتر ها گفتند انجام ميدهمولي طبيب براي من تو هستيو هر كاري كه تو بگويي براي من درمان استيادم مي ايدروزي راه نشانم دادي و اين روزها چراغبيا باز دستم را محكم بگير كه من ميانه ي غم به تو بيشتر مينازم طبيب جانماي لعل لبت به دلنوازان مشهور...

    ادامه مطلب