
اگر پاییز نبودهیچ اتفاق شاعرانه ای نمی افتادنه موسیقی باد بودنه سمفونی کلاغهانه رقص برگو منهیچ بهانه ای برای بوسیدن تودر این شعر نداشتم .. ...
ادامه مطلب
انسان انسان است....زن...مرد....هرکس هرجای دنیا باشد باشد....اما امان که این انسان....یک لحظه یک جا حس کند تنها ترین تنهای دنیاس....آن لحظه فرق نمی کند مردی فرق نمی کند زنی....دلت که بگیرد زمین راهم که در آغوش بگیری کم است...دلت که بگیرد بفهمی که تنها ترین ادم دنیایی....درد تنهای تک تک استخوان های زندگی ات را خورد می کند....وخورد می شوی از بین می روی....در صورتی با چشم های باز به شلوغی دور و ورت خیره شدی...
ادامه مطلب
آری، پاییز نزدیک است،اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است،گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.ساده بگویمت،دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است... xa0...
ادامه مطلب