
يه آدمهايى هستندانگار متفاوتند با همههمين كه مى آيندته دلت را قرص مى كنندآرامش جانت مى شوندمواظب اين آدمها باشساده مى آيند و سخت مى روندولى وقت رفتن هيچ وقت برنمى گردند +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ساعتxa0۸ ب.ظ  توسطxa0...xa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
من که ندیده امزنی عاشق شودو جز دوست داشتنچیز دیگری را به زبان بیاوردقولتان میدهم!که هیچ چیز غیر دوستت دارم نمی شنوید از او...وقتی میگویدچقد خوب موهایت حالت گرفته اند امروز!یا چقد این لباس به رنگ و رویت امده است!یا مثلا چقد بهت گفته ام که صبحانه نخورده از خانه بیرون نیاکه نهارت را یخ زده نخورکه شامت را از ساندویچی های بد مزه فلان جا نخر!وقتی میگوید وقتی مریض شدی هیچکس نیست کنارت من چه گورم را بکنم....
ادامه مطلب
اگر پاییز نبودهیچ اتفاق شاعرانه ای نمی افتادنه موسیقی باد بودنه سمفونی کلاغهانه رقص برگو منهیچ بهانه ای برای بوسیدن تودر این شعر نداشتم .. ...
ادامه مطلب
من نمیفهمم چرا هیچ کس برنمیدارد بنویسد از مردهــا؟!! از چشمها و شــانهها و دستهایشــاناز آغوششان،از عطر تنشـان،از صدایشــان... پررو میشوند؟!!خب بشوند. مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفتهایم؟!مگر ما به اتکــاء همین دستهاهمین نگاههاهمین آغوشهـا، در بزنگاههای زندگیسرِپا نماندهایم؟ من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشممن میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند. من میخواهممَردَمحتی اگر مردِ من هم نبوددلش غنج بزند ازاینکه بداند جایی زنـــی دوستش دارد...
ادامه مطلب
انسان انسان است....زن...مرد....هرکس هرجای دنیا باشد باشد....اما امان که این انسان....یک لحظه یک جا حس کند تنها ترین تنهای دنیاس....آن لحظه فرق نمی کند مردی فرق نمی کند زنی....دلت که بگیرد زمین راهم که در آغوش بگیری کم است...دلت که بگیرد بفهمی که تنها ترین ادم دنیایی....درد تنهای تک تک استخوان های زندگی ات را خورد می کند....وخورد می شوی از بین می روی....در صورتی با چشم های باز به شلوغی دور و ورت خیره شدی...
ادامه مطلب
آری، پاییز نزدیک است،اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است،گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.ساده بگویمت،دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است... xa0...
ادامه مطلب