كار دلم بود
به جاده زدن و دويدن به سوى تو
و اعجاز تو بود اين بى خستگى
من تو را و تو مرا
رؤياى خود ساختيم
صداى فاصله نيايد در اين كوچه ها
دلم باز در پى قاصدكان جاده و
آن كوچه هاى بارانى ست
و تكرار روزهاى خوب رؤيايى
دوست مى دارمت همان كه هستى و
دوست بدار مرا همان كه هستم
و عشق فصل مشترك ما و
خدا رؤياى بى محال ما
ما را در سایت عشق خاموش دنبال میکنید
برچسب: سلامی دوباره فروغ فرخزاد,سلامی دوباره به ریگاباد,سلامی دوباره خسرو شکیبایی,سلامي دوباره,سلامی دوباره به دوستان,سلامي دوباره به ريگ اباد,سلامی دوباره مسیح محقق,سلامی دوباره خسرو شکیبایی متن,دکلمه سلامی دوباره خسرو شکیبایی,شعر سلامی دوباره,
نویسنده:
بازدید: 164